ببخشید اجازه هست؟ بانـویِ شعر هایِ شما باشیم"آقـــا"...؟ و بهـانه یِ تا نیمه هایِ شب بیداری اتان....؟ اجـازه هست آقـا...؟ کمی تویِ شعرهایت قدم بزنــم؟ و گیسـو کمندِ بیت پنجمِ آن غزل باشم....؟ راستی آقـا اجازه هست مالِ خود خودِ شمـا بشوم...؟ خانومِ خانه تان؟ راستی برایِ عصـرهایِ دلگیرت ، کسی نمیخواهی چـای بریزد که چاشنیِ اش هم شعرهایم باشد برایِ غروب هایِ بهاری ات همقدمی، همراهی نمیخواهی..؟ اصـلا اجازه هست آقا...
برچسب:
نویسنده: باربد ابراهیمی
ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ
ﺍﻣﺎ
ﺑﻬﺶ ﻧﻤﯿﮕﻢ
ﺑﻬﺶ ﻧﻤﯿﮕﻢ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺍﺳﻤﺶ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺭﻭ ﺻﻔﺤﻪ ﮔﻮﺷﯿﻢ
ﺍﻭﻧﮑﻪ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ
ﺍﻭﻧﮑﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ!!
ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺑﻬﺘﺮﻩ ..
ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﻧﺪﻭﻧﻪ ..

тαɢε: اسم تو, دوسش دارم, A
برچسب:
نویسنده: باربد ابراهیمی
دستهای تو با من
آشناست....

برچسب:
نویسنده: باربد ابراهیمی

بزرگ علوی
"چشم هایش"
را مینوشت و من هم
کوچک تو
"خنده هایت" را مینویسم!
برچسب:
نویسنده: باربد ابراهیمی

خلاصه همه بهانه ها این است
تو از یادم نمیروی
برچسب:
نویسنده: باربد ابراهیمی

گردن جمعه
آویزانش نڪنید …
دلتنگیتان
براے امروز نیست
تاوان ِ شش روزے است
ڪه دوستت دارم نگفته اید …
тαɢε: دلتنگتم
چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ 0:42 Me
برچسب:
نویسنده: باربد ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: باربد ابراهیمی
مي خواهمت
از تو چه پنهان
گاهي انقدر خواستني ميشوي
كه شروع ميكنم
به شمارش تك تك ثانيه ها
براي يكبار ديگر
رسيدن به بوي تنت

برچسب:
نویسنده: باربد ابراهیمی